منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

داستان آموزنده

ترفند

anti-virus

تازه ها

شعر کردی

شعر فارسی

نرم افزار

آموزشی (مدرسه)

به روایت عکس

لینک دوستان

ابزار وبلاگ

خبر نودشه

نودشه

Mahboob

▒▓█ كنكور 92 -كنكـــــــــوری ها █▓▒

پردندگان ایران

آموزش ریاضی

مدرسه نمونه ی هورامان پاوه

messi10

نودشه 10

عنوان لینک

ده ره هه جیج

اس ام اس رٍز

هاره بری

عرفان حقیقی

به نام خدا

آپلود رایگان همه چیز

نودشه شهرچهار فصل

کیت اگزوز

زنون قوی

چراغ لیزری دوچرخه

قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 39
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 43
بازدید ماه : 41
بازدید کل : 23993
تعداد مطالب : 96
تعداد نظرات : 44
تعداد آنلاین : 1

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

آرشیو ماهانه


پیوند های روزانه


لوگوی ما

 ‎‎


لوگوی دوستان


بر چسب ها




زندگی در آبان 98

سه شنبه 28 آبان 1398

 با سلام

با اینکه الان همه جا شده تلگرام و اینستاگرام ولی احساس می کنم واسه نوشتم خاطره هیچی وبلاگ نمیشه. وقتی هرچند وقت یکبار میام به وبلاگم سر می زنم حس خوبی دارم. آبان سال 98 ماه پر سروصدایی شده. قیمت بنزین هزار تمن به 3 هزار تمن افزایش یافته حالا کلی اعتراض که شده بماند. امسال پاییز آبانش رو خیلی سرکش کرده هوا بسیار سر شده حتی برف هم اومده الان که توی دفترم نشستم دارم این مطلب رو مینویسم داره برف میاد. البته انکار نمی کنم که خواب هوای سرد اون هم سرمای برفی خیلی عالیه به خاطر همین هم صبح خواب موندم و دیر اومدم سرکار. این روزها هم که نزدیک سررسید خونم شده و دیگه نمیخوام توی اون خونه باشم میخوام خونه م رو عوض کنم واسه همین کلی درگیر پیدا کردن یه خونه ی بهترم از دیوار و شیپور گرفته تا املاکی ها. با این افزایش بنزینی که اعمال شده نمیدونم دوباره قراره چه بلایی سرمون بیاد ولی مطمئنم اوضاع بهتر نخواهد شد.

دیروز رفتم یه مغازه ای لباس بخرم مغازه ای که رفته بودم بن کارت شرکت رو قبول می کرد. با کلی غرور رفتم داخل یک شلوار و کت و سویشرت انتخاب کردم قبل از اینکه برم حساب کنم کاملا اتفاقی چشمم به قیمت ها افتاد قبلش با خودم گرفتم فوقش کل کارت بن رو خالی می کنم اگه کم بود خودمم یه چیزی میزارم روش ولی با قیمت های که دیدم متوجه شدم که بن هیچی باید کل حقوقم رو هم بدم. حالا بیا و درستش کن !! رفتم دوتا کت دیگه تست کنم شاید چیزی به ذهنم برسه بتونم بپیچونمش لامصب طرف هم فکر میکرد خیلی پولدارم اصلا ولم نمیکرد وقتی قیمت هارو دیدم فهمیدم چرا انقد تحویل میگیره. فرشته نجاتم شد یکی از دوست هام،بهم زنگ زد منم یک نقشه کشیدم یه جوری باهاش صحبت کردم که خانمم هستش ولی کلی شاکیه چرا بدون اون رفتم لباس بخرم منم گفتم باشه الان میام دنبالت. خلاصه از مغازه زدم بیرون و خودم به دوستم زنگ زدم ماجرا رو واسش تعریف کردم.

نمی دونم کی داره این رو میخونه ولی مهم نیست مهم اینه که از اون فاجعه جان سالم به در بردم.

بهترین ها رو برای بهترین ها آرزو می کنم

 

28 آبان 98



:: موضوعات مرتبط: تازه ها، ،
:: برچسب‌ها: آبان 98,

نوشته شده توسط میلاد دارستانی در ساعت 9:26



درباره



سلام این وبلاگ صرفا دلنوشته های منه که هروقت دلم تنگ میشه میام چیزی می نویسم
dar.milad@gmail.com


مطالب پیشین

زندگی در تیر ماه 99
زندگی در آبان 98
پایان سال 97
پایان سال 95
بعثت رسول خدا مبارک
سال جدید . . . سال 95
یاد پراید به خیر
تابستان ۹۴ با فنی حرفه ای
کاریکاتوری که دل میلیون ها نفر رو شکست . . .
فرجه هم داستان شد . . . .
پاور پوینت های درس روش ساخت و کارگاه
درس خوندن بع سبک دانشجویی
فایل های pdf پروژه ی درس کارگاه ساخت و تولید
دانلود کتاب درس روش های ساخت و تولید
بخشی از تابستان 93 به روایت عکس
ترم دوم هم تموم شد . . .
تمرینات درس مبانی برنامه نویسی
این عکس . . . داره
تفریح دانشجویی با دوستان دوران دبیرستان




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by milad2farsi