منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

داستان آموزنده

ترفند

anti-virus

تازه ها

شعر کردی

شعر فارسی

نرم افزار

آموزشی (مدرسه)

به روایت عکس

لینک دوستان

ابزار وبلاگ

خبر نودشه

نودشه

Mahboob

▒▓█ كنكور 92 -كنكـــــــــوری ها █▓▒

پردندگان ایران

آموزش ریاضی

مدرسه نمونه ی هورامان پاوه

messi10

نودشه 10

عنوان لینک

ده ره هه جیج

اس ام اس رٍز

هاره بری

عرفان حقیقی

به نام خدا

آپلود رایگان همه چیز

نودشه شهرچهار فصل

کیت اگزوز

زنون قوی

چراغ لیزری دوچرخه

قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 30
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 34
بازدید ماه : 32
بازدید کل : 23984
تعداد مطالب : 96
تعداد نظرات : 44
تعداد آنلاین : 1

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

آرشیو ماهانه


پیوند های روزانه


لوگوی ما

 ‎‎


لوگوی دوستان


بر چسب ها




وقتی ریاضیدان عاشق می شود

جمعه 29 شهريور 1392

نوشته شده توسط میلاد دارستانی در ساعت 21:23



خدا حافظ مدرسه و سلام دانشگاه

جمعه 22 شهريور 1392

سلام

الان که22 شهریور ماه هست و من دارم این پست رو می نویسم بنده مهندسی مکانیک دانشگاه رازی قبول شدم. خیلی خوش حال هستم و به خاطر این موفقیتم دوست دارم که از همه ی معلم ها و کارکنان قلم چی تشکر کنم . .. اسم نمی برم تا خدایی نکرده اسم کسی رو جا بزارم.

خیلی بی قرارم که دوست های جدید مکانیکی!! پیدا کنم. . . خیلی در مورد دانشگاه حرف های خوب خوب شنیدم والبته دو برابر آن هم حرف های نامیدکننده . . . ولی به هرحال خیلی دوست دارم که وارد محیط دانشگاه بشم . من خیلی اهل مطالعه هستم به همین خاطر دوست دارم اول کتاب خونش رو ببیم. من عاشق کتابم اصلا دوست دارم خواب گاهم رو بزارن توی کتاب خانه!!  قبلاً که این  وبلاگ به یک دانش آموز ریاضی فیزیک بود الان به یک مهندس تعلق داره!! پس از پست به بعد مطالب اکثریت مربوط به رشته ی مکانیک است. . .

راستی از همه ی داشنجوها و حتی معلم هامون می خوام که خاطراتوشن رو از طریق نظر یا ایمیل dar.milad@gmail.com برام بفرستن تا به طور جداگانه پست کنم. با این کارتون خیلی من رو خوش حال می کنید. اگه هم دوست داشتین در مورد خودم بنویسید قول می دم که پست کنم.

این هم اولین عکس مهندسیم!!::

میلاد دارستانی



:: موضوعات مرتبط: تازه ها، ،

نوشته شده توسط میلاد دارستانی در ساعت 23:15



اولین روز دندان پزشکی

پنج شنبه 14 شهريور 1392

با سلام خدمت تمامی دوستان

می خواستم بپرسم اولین روزی که رفتین پیش دندان پزشک رو یادتون هست؟؟ راستش امروز من اولین بار بود که می رفتم . . . وای چه حس بدی بود . البته این رو بگم که من دندونم درد نمی کرد فقط رفتم تا دوتا از دندونام که کمی سیاه شده بودند رو سرویس!! کنم.

هنوز حالم داره از اون شلنگی که توی دهانت میزارن تا آب دهانتو بیرون بیاره، بهم می خوره . . اَه اَه . . .وقتی که مَتّه (نمی دونم با چه (ت) نوشته میشه!!!) رو می زاره روی دندونت یه بوی بدی میاد انگار داره سنگ میتراشه! بدیش می دونید کجا بود دهنت 180 درجه باز بود و هی آقای دکتر هم می گفت دهنتو باز کن . . . البته اینشون حق دارن چون دارن کارشون رو انجام می دن ولی من بدبخت آخه چکار کنم؟ شنیدین یارو می گه رو اعصابم راه نرو!! . . . واقعا دندون پزشک ها روی اعصاب آدم راه می رن وقتی مته رو می زارن روی اعصاب دهانت از نظریه ی گالیله گرفته تا نسبیت انشتین میاد جلوی چشات ! عجب دردی داره.

من دندونام خیلی فشرده و جم هستن . . . حتی نخ دندون هم ازشون عبور نمی کرد واگه هم عبور می کرد خیلی خون میومد . . . حالا این رو باش آقای دکتور زحمت کشیدن  و با یک چیز نمی دونم پلاستیکی بود یا فلزی ! توی لای دندونام می زاشت  . . . وای . . .هنوز دردش توی سرمه ! وقتی که کارم تموم شد صندلی دستگاه رو به حالت اول باز گردوند وقتی می خواستم پام رو بزارم روی زمین تا برم  . . . یک هووو زمین از زیر پام در رفت  . . . خدا رو شکر هر جوری بود خودم رو کنترل کردم . . . خلاصه رفتم کنار سرویس بهداشتی مطب تا آبی به دهنم بزنم . . . اونجا هم کمی خون ریختیم و بعد با تشکر از آقای دکتر که دستش درد نکنه از مطب خارج شدم. . . اگه شما هم رفته باشین می دونین من چه حالی داشتم !  . .. الان که دارم این رو می نویسم انگار یک سنگ توی دهانم گیر کرده . . .

بزارید چندتا اعتراف بکنم: اول این که واقعا دندون پزشک  ها زحمت می کشن . . . چون من که خودم یک مهندس هستم الان هم نمی خوام جای اون ها باشم . . . واقعا علاقه میخواد. دوم این که به نظر من کار مهندس ها خیلی خیلی راحت تر از دندون پزشک ها هست.



:: موضوعات مرتبط: تازه ها، ،
:: برچسب‌ها: خاطره , خاطره ی دندان پزشکی , ,

نوشته شده توسط میلاد دارستانی در ساعت 22:6



چندتا شعر

جمعه 8 شهريور 1392

سلام .. . خوبید

الان که 8 شهریور هستش و هنوز جواب تعیین رشته نیومده و نمی دونم منهدس می شم یا نه. ولی الان به حسم زده و می خوام چندتا شعر بنویسم هرکسی هم مرده می تونه جوابم رو بده (البته این مرده اصطلاحه وگرنه خانوم ها هم می تونن بنویسم . . این حقوق زن ها رعایت !!!)

دریا دلان عاشق روزی به دریا رسند    

این همه درد و محنت روزی به پایان برند

دعایی خواهیم و بس از دوسـتان وفا   

دعای فردای ما رسیدن است به دریا


به رفتند به جهان دگر ای دوست مکن تعجیل
که به زور برندت آخر چه با قرآن چه با انجیل
این صد دام و دانه که بینی در این جهان
شود روزی آروزیت دم به دم در آن جهان



:: موضوعات مرتبط: شعر فارسی، ،

نوشته شده توسط میلاد دارستانی در ساعت 18:55



درباره



سلام این وبلاگ صرفا دلنوشته های منه که هروقت دلم تنگ میشه میام چیزی می نویسم
dar.milad@gmail.com


مطالب پیشین

زندگی در تیر ماه 99
زندگی در آبان 98
پایان سال 97
پایان سال 95
بعثت رسول خدا مبارک
سال جدید . . . سال 95
یاد پراید به خیر
تابستان ۹۴ با فنی حرفه ای
کاریکاتوری که دل میلیون ها نفر رو شکست . . .
فرجه هم داستان شد . . . .
پاور پوینت های درس روش ساخت و کارگاه
درس خوندن بع سبک دانشجویی
فایل های pdf پروژه ی درس کارگاه ساخت و تولید
دانلود کتاب درس روش های ساخت و تولید
بخشی از تابستان 93 به روایت عکس
ترم دوم هم تموم شد . . .
تمرینات درس مبانی برنامه نویسی
این عکس . . . داره
تفریح دانشجویی با دوستان دوران دبیرستان




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by milad2farsi