مدرسه
مـدرسـه ،بـاشـد مـکـانـی مـحـتـرم پس رعایت کن تو حـال مـدرسـه
گرشکوهی در جـهـان بـیـنـی،بـدان بـرگـرفــتــه از جــلال مــدرســه
تـشـنـگان از سـلسـبیل ایـن جـهـان چـشـمـۀ پـاک و زلال مــدرسـه
کـاخ هــســتــی پــایــدار و بـرقـرار بــی گـمـان از اعـتـدال مـدرسـه
حـبـّذا صـاحـبـدلـی،کـو روز و شـب بـهـره گـیـرد از جــمـال مـدرسـه
عــاقـل و فـرزانـه بـایـد ، بـشــنـود با دل و جان قیل و قـال مدرسـه
عـلـم و تـقـوا،دانـش و دیــن هـنـر جمله باشید، در خـلال مـدرسـه
مــه بـتـابـد در درون تـیــره شــب علم و عرفان ، در ظلال مـدرسـه
از بـزرگـان جــهــان، بـس بـرده اند بهره از فـضـل و کـمـال مـدرسـه
شب پرست و کور دل باشد،کسی کـو بـخـواهـد انـحــلال مــدرســه
بـرنـشـیــنــد بـر سـمـا ، آنـکـه بُـوَد در دلـو ـجانـش ، خـیـال مـدرسـه
مـمـلـکـت ویـران و ، مـیـرد مـلـتـی بــی گـمـان ، با ارتـحـال مـدرسـه
بـس درخـت مثمر و پر شـاخ و بـرگ حــاصـل آیــد از نــهــال مــدرسـه
تا جـدا از آن مــقــدس جــا شــدم نـای دل نـالـد چـو نـال مــدرســه
تا نـفـس درسـیـنـه ی «بـاقـر» بُـوَد چـشـم دل دارد بـخـال مــدرســه
شاعر:سیدباقر هاشـمـی
:: موضوعات مرتبط:
شعر فارسی،
،